close
دانلود فیلم
اُوفتادیم!

شیمی پیام نور
  اُوفتادیم! فی الحال که ایام امتحانات می بوده، هیچ امری به قاعده تقلب و تعاون در سر جلسه امتحان به راه نمی باشد. جماعت دانشجو عوض اینکه شب…

اُوفتادیم!

سه شنبه 16 خرداد 1391

 

اُوفتادیم!

فی الحال که ایام امتحانات می بوده، هیچ امری به قاعده تقلب و تعاون در سر جلسه امتحان به راه نمی باشد. جماعت دانشجو عوض اینکه شب و روز درس بخوانند، جمله حواسشان به تقلب نگاری و یادداشت برداری از فرمول ها و مکنیزم ها بوده. حتی عده ای پا را فراتر نهاده از برای سر جلسه نشستن هم استراتژی و پلنینگ پیاده سازی نموده، کلی سیستم اعم از سه چهار سه (3،4،3) و چهار چهار دو (4،4،2) و از این قبیل طراحی نموده، کارها کرده اند کأنهو میدان مسابقه می باشد.

   خلاصه همگی به این امر مشغول بوده، از این بابت هیچ اندرزی در کله شان نرفته؛ به وقت امتحان اگر سوراخ سمبه های سالون و صندلی و البسه دانشجویان را تجسّس کرده قریب به سه چهار منِ تبریز کاغذ تقلب در ابعاد و قطع مختلف از بندانگشتی گرفته تا A3 پیدا کرده، حالا مموری این موبایل ها که پر بوده از عکس صفحات کتب و جزوات، دیگر بماند.

   آدم حیرت می کند از این همه ذوق و استعداد و ابتکار که این جماعت در راه خلاف به خرج داده. خود حقیر سرتا پا تقصیر نیز یکی از همین اوراق را که رؤیت نموده فی الفور یاد پاپیروس و هیروگلیف و خط میخی و سیخی افتادم از بس که ریز و خرچنگ قورباغه بوده، بنده که از قرائتش عاجز مانده، باقی و علی الخصوص صاحبش را نمی دانم. و یا شاید هم اِنکُدینگ و اِنکرایپسیون (رمز گذاری) در کار بوده. الله اعلم ...

  لکن اینها همه اقدامات قبل از امتحان بوده و اصل ماجرا بوقت امتحان بوده که چند نفر نقش سرور (server) را ایفا کرده و کار اطلاع رسانی و انتقال اطلاعات را یکجا کنترات گرفته و از این بابت هم در نهایت توفیق عمل کرده. مقرّر شده بعد از امتحان با clientها (مشتری ها) به همین شیوه خشکه حساب نموده. – زحمتشان مأجور و اجرشان محفوظ باشد–

   علی أی حال دانشجویان هی فرت و فرت با هم برگه معاوضه نموده اطلاعاتشان را از طریق همین سرورها و روترها به اشتراک گذاشته. القصه مراقبین(...) جلسه نیز هیچ یک از این جرایم را ندیده یا اگر که دیدند شتر دیدی ندیدی کرده به خیر گذشته، از این بابت دانشجویان کلی محظوظ گشته، کیفشان کیفور شده.

   لکن علیرغم تمام این اوصاف و احوال، از بس که این دروس لامصّب اعم از بنزن، بی زن و با زن، تخیلی و فضایی بوده و این حافظه بی صاحاب هم دم به دقیقه گریپاژ کرده، تا حدی که دیگر تقلب هم مؤثر نیافتاده؛ به نحوی که هر که از جلسه بیرون آمده ورد زبان و اصل کلامش همین واژه پر استعمال «اُوفتادیم!» بوده.

   خلاصه هنوز که هنوز بوده هشتمان در گرو نهمان بوده، در معرض اوفتادگی و حتی مشروطیت قرار داریم؛ هیچ بعید نبوده همین چندرغاز واحدمان را هم پاس نکرده، به ترم و ترم های بعد مؤکول نماییم. خدا آخر و عاقبتمان را ختم به خیر کند. هر چند افتادگی فی نفسه چیز خیلی خوبی بوده و حکما و عرفا از همان قدیم الأیام به آن عنایت داشته و توصیه نموده اند که فرمود:

بلبل از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد

جاده با «افتادگی» از کوه بالا می­رود

حالا چه کوهِ علم بوده چه هر کوه دیگری به حال ما توفیقی نداشته و اصلا به ما دخلی نداشته که این افتادگی همان افتادگی خودمان بوده یا خیر. فعلا مسئله مهم این است که: «اُوفتادیم!»

--------------------

این نوشته نقل قول میباشد و به هیچ عنوان زبان حال بنده نمی باشد...